بِسمِ اللّه ‏ِالرَّحمنِ الرَّحيمِ اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
آخرین مطالب
» مهدویت در اندیشه هانری کُربَن/نظر علامه طباطبایی(ره) درباره موعودباوری کُربَن
» ارتباط روحیه تقدیر و سپاس با انتظارِ زمینه ساز
» آثار معنوی دعا برای امام مهدی(عج)
» وصف حضرت مهدی(عج) در کلام امیر(ع)
» چه کسانی از تاخیر ظهور، زیان نمی بینند؟!
» ویژگی های خانواده مهدوی/چگونه خانه محمل آرمان های بزرگ می شود؟!
» اصلاح و نصیحت پذیری؛ ویژگی منتظران واقعی
» دولت موعود در نگاه قرآن/ریشه مشکلات روحی روانی بشر در دوری از «انتظار» است
» سوغات انتظار برای سبک زندگی/منتظر به دعای فرج اکتفا نمی کند
» ظهور آمادگی فکری و اخلاقی می خواهد/منتظر باید حواس اش را جمع کند
درباره ما
هزاران درود بر مهدی، هزاران درود بر امام المتقین، هزاران درود بر جاری کننده عدل در جهان، هزاران درود بر آبادگر بزرگ عالم، هزاران درود بر فرزند رسول خدا، هزاران درود بر فرزند امیر المومنین، هزاران درود بر فرزند زهرای مرضیه، هزاران درود بر دوای درد شیعیان، درود الهی بر وجود پاک و مقدس بقیه الله العظم مهـــــــــــــدی فاطمه
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 282618
» تعداد کل پست ها : 2756
» آخرین بروز رسانی : جمعه 14 اردیبهشت 1397 
تعداد نظرات : 109 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 21 مرداد 1392  عدد
دیگر امکانات
صلوات شمار مهدوی


لوگوی دوستان

کجایید ای شهیدان خدایی

معبر شهدا2

نظرسنجی
وبلاگ مهـــــــــــــدی فاطمه را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای مهدوی

امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

فراق یار



کیفیت رفاقت با حضرت حجت(عج)/تاثیر محبت امام عصر(عج) در تولد شیخ صدوق!
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:07 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان، امام زمان(عج) حتی در پس پرده غیبت، مهربان ترین رفیق برای بشر است و می توان با رعایت نکاتی از این رفاقت برترین بهره ها را برد.

 

«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا؛ و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند و آنان چه نيكو همدمانند.»(سوره نساء، آیه 69)

در سوره حمد، گروه «أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» مصداق رهپویان صراط مستقیم ذکر شده و این بار دوم است که در کنار آیه صراط مستقیم، گروه «أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم» مطرح شده است. گویا غیر از انبیاء، شهدا، صدیقان و صالحان، دیگران به بیراهه می روند و راه مستقیم منحصراً راه این چهار گروه است.

رفیق خوب، انبیاء، شهدا و صدیقان و صالحان اند. رفقای دنیایی را هم باید با همین خصلت ها گزینش کرد: «حَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا».

امام رضا(ع) در حدیثی مفصل در بیان ویژگی های امام(ع) فرمودند: «امام، همدم و رفیق واقعی است.»(1)

حضرت مهدی(عج) ما را دوست دارند و فرمودند: «همانا ما از رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و شما را از یاد نمی بریم؛ چراکه در غیر این صورت، سختی ها و گرفتاری ها بر شما فرود می آید و دشمنان شما را ریشه کَن کرده و از بین می برند.»(2) حالا که امام زمان(عج) ما را فراموش نمی کنند، ما هم نباید ایشان را فراموش کنیم.با کسی رفیق شوید که به شما انرژی و آینده نگری بدهد. در حدیث است که رسول خدا(ص) فرمودند: «حواریون به عیسی(ع) گفتند: یا روح الله! با که بنشینیم؟ فرمود: کسی که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و سخنش دانش تان را زیاد کند و کردارش شما را به آخرت تشویق کند.

پدر شیخ صدوق بچه دار نمی شد. نامه ای به محضر مبارک امام زمان(عج) نوشت تا حضرت(عج) در حقش دعا کند و نامه را به وسیله حسین بن روح به آن حضرت(عج) رساند. امام علیه السلام در حقش دعا کرد و در جواب نامه اش نوشت: «قد دعونا الله لک بذلک و سترزق ولدین ذکرین خیرین».(3) پس از آن به برکت دعای آن حضرت عجل الله تعالی فرجه، صاحب دو فرزند عالم و فقیه شد. یکی از آنها شیخ صدوق معروف به ابن بابویه است که قبرش نزدیک حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) است.

در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه آمده است که ایشان عامل تالیف دل ها است: «أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلَاحِ وَ الرِّضَا».

اطاعت از رسول(ص)، پرتوی از اطاعت از خدا و در طول آن است پس با توحید منافاتی ندارد: «مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ».

 

پی نوشت ها:

1-کافی، ج 1، ص 200

2-احتجاج، ج 2، ص 497

3-رجال نجاشی، ص 261

4-اقبال الاعمال، ص 297

*برگرفته از «پرتوی از آیه های مهدوی»، محسن قرائتی؛ به کوشش حسن ملائی


ادامه مطلب

بزرگ‌ترين فتنه آخرالزمان چیست؟
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:07 ق.ظ | نظرات(0)
در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنه سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

ریشه دار بودن اعتقاد به مهدی و منجی، موجب آماده بودن مردم اعصار گوناگون برای پذیرش و تبعیت وی شده و می شود. از همین رو، این مفهوم موجب سوءاستفاده فریبکاران و شیادانی شده است که در طول تاریخ با ادعاهای دروغین، خود را مهدی یا از یاران او معرفی کردند تا از رهگذر عقیده پاک مردم به نیات آلوده خویش دست یابند. اتفاقاً بسیاری از این مدعیان، در نقشه خود موفق شده و به مقصود خود رسیده اند؛ چه مدعیان کوچکی که اهداف مالی و رمالی داشته اند، و چه مدعیان بزرگی که توانستند با این ادعا حکومت های عریض و طویل یا مذاهب منحرف دیرپا و گسترده ای برای خویش دست و پا کنند.

همچنین دشمنان اسلام و انسانیت که همواره در ترس از حاکمیت عدل و انسان کامل به سر می برند، از یک سو با ساخته و پرداخته کردن سؤالات و شبهات، تلاش دارند که یا اعتقاد به ظهور منجی را در دل آدمیان سست کنند؛ و از سوی دیگر با تحمیق رسانه ای و ساختن فیلم های سینمایی، چهره ای هولناک از آن مرد الهی بیافرینند!

مقاله ذیل با عنوان "بزرگ‌ترين فتنه آخرالزّمان" که بتازگی در سایت اینترنتی مؤسسه "موعود" منتشر شده است، در چهل و چهارمین قسمت از سلسله مطالب در انتظار منجی به خوانندگان ابنا تقدیم می شود:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پژوهش: ابراهیم شفیعی سروستانی 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنه سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینه ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همه وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیده عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهميّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنه جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنه دجّال می‌پردازیم.

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغه مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
الف) واژه دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژه یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ» و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشه لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را درمی‌نوردد و تحت سلطه خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍ ) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشه این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.

ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گستره زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامه «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «مصنّف همه وجوه محتمل را به خوبی بیان کرد، ولی درست‌ترین و بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4 گفتنی است، نویسنده کتاب اعلام قرآن وجه دیگری برای ریشه کلمه دجّال بیان کرده که قابل تأمّل است. او دراین‌باره‌ می‌نویسد: «در نظر نگارنده دجّال کلمه‌ای است مرکّب و الف و لام آن همان الف و لامی است که در نام‌های دانیال و حزقیال هم وجود دارد و به معنی خدا است. جزء اوّل آن هرچه باشد به معنی ضدّ و خصم و دشمن است و دور نیست که با «دژ»، «دشمن» و «دشوار» هم‌ریشه باشد».5 اگرچه در این وجه، نکات بدیعی وجود دارد، ولی به دشواری می‌توان در میان اهل لغت مؤیدی برای آن پیدا کرد.

2. دجّال در روایات

با نگاهی اجمالی به مجموعه روایت‌هایی که در زمینه خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوع‌ها و سرفصل‌های متعدّدی روبه‌رو می شویم که بررسی کامل همه آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوع‌ها و سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم.

الف) حتمی بودن خروج دجّال: 
در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانه‌های قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی(ع) از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می‌کند، می‌خوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و...».6
در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی(ع) دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله می‌توان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است».7

ب) بزرگی فتنه دجّال: 
در بسیاری روایات بر این موضوع تأکید شده که فتنه دجّال، فتنه‌ای بزرگ و بی‌مانند است. براساس یکی از این روایات، پیامبر اعظم(ص) در یکی از خطبه‌های خود می‌فرماید:
«ای مردم! بر روی زمین فتنه‌ای بزرگ‌تر از فتنه دجّال نبوده است، خدای تعالی هیچ پیامبری را برانگیخته، مگر اینکه امّتش را از او برحذر داشته است».8 در روایت دیگری، در همین زمینه از پیامبر(ص) چنین روایت شده است: «از آفرینش آدم ـ درود خدا بر او باد ـ تا برپایی قیامت، امری بزرگ‌تر از دجّال نبوده است».9

ج) هشدار همه پیامبران درباره خروج دجّال:
خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همه پیامبران الهی درباره آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10

د) ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ دجّال: 
در روایات فراوانی بر ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ فتنه دجّال سفارش شده است. از جمله در روایتی، از پیامبر گرامی اسلام(ص) چنین نقل شده است: «هر یک از شما هنگامی که از تشهّد پایانی فارغ شدید، باید که از چهار چیز [به خدا] پناه برید: از عذاب جهنّم، از عذاب قبر، از فتنه زمان زندگی و مرگ و از شرّ مسیح دجّال».11 در برخی روایات نیز توصیه‌هایی برای در امان ماندن از شرّ فتنه دجّال شده است، از جمله در یکی از روایات نبوی می‌خوانیم: «هر کس ده آیه ابتدایی سوره کهف را حفظ کند، از فتنه دجّال در امان می‌ماند.12

ه‍ ) ویژگی‌های دجّال: 
پیش از بررسی ویژگی‌هایی که در روایات برای دجّال برشمرده شده، لازم است یادآور شویم که در منابع روایی شیعه برخلاف منابع اهل سنّت، کمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است تا آنجا که در کتاب‌هایی مانند «الکافی» ثقـة الاسلام کلینی(ره)، کتاب «الغیبـة» نعمانی(ره) و «الإرشاد» شیخ مفید(ره) که در آنها روایات فراوانی در مورد نشانه‌های ظهور نقل شده، حتی یک روایت هم درباره دجّال نیامده است و مجموع روایاتی که در «کمال‌الدّین و تمام النّعمه» شیخ صدوق (ره) و کتاب «الغیبـة» شیخ طوسی (ره) دراین‌باره نقل شده است، به ده مورد هم نمی‌رسد. افزون بر این، بیشتر روایت‌هایی که از طریق اهل سنّت درباره دجّال و ویژگی‌های او نقل شده گرفتار ضعف سند یا افسانه پردازی و بیان مطالب عجیب و غریب و دور از ذهن است.

با توجّه به مطالب یاد شده، برخی از نویسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال یا ویژگی‌های او تردید کرده و در نهایت معتقد به رمزی و کنایه‌ای بودن ویژگی‌های دجّال و انطباق نداشتن این ویژگی‌ها بر شخص یا موجود معین و مشخص شده‌اند. سید محمّد صدر، پس از آنکه دوازده ویژگی دجّال را با استفاده از روایات برمی‌شمارد، در بررسی این ویژگی‌ها می‌نویسد: «بی‌تردید در اینکه اگر از مفاهیم رمزی و کنایی این عبارات صرف نظر کنیم هیچ یک از آنها را نمی‌توانیم بپذیریم و نمی‌شود آنها را صحیح دانست؛ زیرا از نظر ضوابط سندی اکثر آنها اخبار واحدی می‌باشند که قابل اعتماد نیستند و اگر از ضوابط سندی نیز صرف نظر کنیم می‌بینم که در این روایات مطالبی اعجاز آمیز به دجال نسبت داده شده است. 
با اینکه وی شخصی کافر و سرکش و طاغی است و قبلاً گفتیم که صدور معجزه از یک شخص کافر ممکن نیست... . با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است».13

یکی دیگر از نویسندگان معاصر نیز پس از بیان روایات دجّال، درباره آن تردید کرده و می‌نویسد: «ریشه داستان دجّال را باید در کتاب مقدّس و در بیان نصاری پیدا کرد. بعد از آنکه، اکثر احادیث آن و تفصیلاتش در کتب اهل سنّت و به طرق آنهاست. به هر حال، اصل قضیه دجّال به طور اجمال، بعید نیست صحت داشته باشد، لیکن تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده مدرک قابل اعتمادی ندارد. پس بر فرض اینکه اصل قضیه دجّال صحت داشته باشد، اما بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده صورت حقیقی خود را از دست داده است».14

نویسنده کتاب «یوم الخلاص» (روزگار رهایی) نیز پیش از بررسی روایات مربوط به دجّال می‌نویسد: «نگارنده در مورد دجّال به نتیجه قطعی نرسیده است؛ زیرا روایاتی که در مورد دجّال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نیستند و در ضمن آنها مطالبی هست که یقیناً جعلی هستند و متن آنها گواه است بر اینکه سخن معصوم نیست.

در این حدیث‌ها ذوق و قریحه جاعلین اثر گذاشته، طبق سلیقه و ذوق آنها جعل شده است و آنچه از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده در میان احادیث جعلی دستگاه خلافت گم شده است و تشخیص آنها بسیار دشوار می‌نماید».15

پس از این مقدّمه به بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های ظاهری و رفتاری دجّال می‌پردازیم. براساس روایات، کافر بودن، ادّعای پروردگاری کردن، درنوردیدن سراسر جهان، عمر طولانی داشتن، یک چشم بودن و... از مهم‌ترین ویژگی‌های دجّال است. برای روشن‌تر شدن این ویژگی‌ها، چند روایت را که در این زمینه وارد شده است، بررسی می‌کنیم.

در یکی از احادیث نبوی، دجّال این‌گونه توصیف شده است: «من درباره دجال با شما سخن گفتم و بیم آن دارم که شما آن درک نکنید. مسیح دجّال مردی کوتاه قد با پاهایی فاصله‌دار و مویی پیچان (مجعّد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور كلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می‌شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی‌بینید تا اینکه از دنیا بروید».16

دراین‌باره همچنین از پیامبر اعظم(ع) نقل شده است که فرمود: «دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی17 بزرگ است». 18 در روایت نبوی دیگری که در منابع روایی شیعه نیز نقل شده است، درباره ویژگی‌های دجّال چنین می‌خوانیم: «ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصله بین دوگوشش یک میل است خروج می‌کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همه کرانه‌های زمین جز مکّه و دو حومه آن و مدینه دو حومه آن درآید.19

در روایتی که از امیرمؤمنان(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ «اصبغ بن نباته» که از آن حضرت درباره ویژگی‌های دجّال پرسیده بود، می‌فرماید: «دجّال صائد بن صائد [صید] است و بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و نیک بخت کسی است که او را تکذیب نماید. او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه‌ای که او را یهودیه می‌شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است و چشم دیگرش که بر پیشانی اوست آنچنان می‌درخشد که گویی ستاره سحری است و در آن علقه‌ای است که با خون در آمیخته و میان دو چشمش نوشته شده است: «کافر» و هر کاتب و بی‌سوادی آن را می‌خواند و در دریاها فرو می‌رود، آفتاب با او حركت می‌كند و در مقابلش كوهی از دود است و پشت سرش كوه سفیدی است كه مردم آن را طعام پندارند. در قحطی شدیدی در حالی كه بر حمار سپیدی كه فاصله هر گامش یك میل است، سوار شده خروج می‌كند و زمین منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود و بر آبی نگذرد جز آنكه تا روز قیامت فرو رود و با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می‌شنوند، می‌گوید: «ای دوستان من! به نزد من آیید، من کسی هستم که آفرید و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری کرد و راه نمود. من پروردگار والای شما هستم». در حالی که آن دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی‌خورد و راه نمی‌رود و زوالی ندارد».20

و) سرانجام دجّال: 
در مورد سرانجام دجّال و اینکه او به دست چه کسی نابود می‌شود، با دو دسته روایت روبه‌رو هستیم. در دسته‌ای از روایات تأکید شده است که دجّال به دست حضرت مهدی(ع) کشته می‌شود و در دسته‌ای دیگر از روایات از حضرت عیسی(ع) به عنوان کشنده دجّال یاد شده است.

در نخستین روایت دسته اول كه از امیر مؤمنان علی(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان21 (جامه‌های) سبز (یا یهودیان) هستند. خداوند او را در گردنه «افیق»22 به دست کسی که عیسی بن مریم(ع) پشت سر او نماز می‌خواند، سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می‌رساند».23

امام صادق(ع) نیز دراین‌باره می‌فرماید: «روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز قائم ما اهل بیت و واپسین ولی امر را بر دجّال پیروز می‌گرداند و او را در کناسه کوفه به دار می‌زند».24 در یکی از روایات دسته دوم، به نقل از پیامبر اعظم(ص) چنین آمده است: «در همین حالت که وی بدین گونه می‌گذارند، خداوند عزّ و جلّ مسیح پسر مریم(ع) را برمی‌انگیزد و او نزد مناره سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می‌شود در حالی که دستش را بر شانه‌های دو فرشته گذاشته است دنبال او می‌رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازه «لدّ»25 شرقی می‌یابد و او را می‌کشد».26

در این زمینه، همچنین از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است که فرمودند: «دجال در امت من خارج میشود و به مدت چهل روز یا چهل سال یا چهل شب یا چهل ماه در میان آنها زندگی می‌کند تا اینکه خداوند عیسی بن مریم (ع) را برمی‌انگیزد ـ در حالی که او مانند عروة بن مسعود ثقفی است ـ و او بر دجال غلبه می‌کند و نابودش می‌سازد».27 با توجّه به روایات یاد شده، اظهار نظر قطعی در مورد چگونگی از بین رفتن دجّال امکان‌پذیر نیست و به ناچار علم آن را به خدا واگذار می‌کنیم.

ز) دجّال و دیگر مدّعیان دروغین: نکته دیگری که از روایات درباره دجّال به دست می‌آید این است که پیش از خروج دجّال اصلی، دجّال‌ها یا کذّاب‌های فراوانی خروج می‌کنند که هر یک به نوعی موجب فریب و گمراهی مردم می‌شوند. در روایتی که انس بن مالک از پیامبر اعظم(ص) نقل کرده، در این زمینه چنین آمده است: «پیش از خروج آن دجّال، افزون بر هفتاد دجّال خروج می‌کند».28

پیامبر خاتم(ص) در روایت دیگری دراین‌باره می‌فرماید: «در آخرالزّمان دجّال‌های دروغ‌گویی خواهند آمد. آنها احادیثی را به شما عرضه می‌کنند که نه شما و نه پدرانتان آنها را نشنیده‌اید، پس برحذر باشید که آنها شما را گمراه نکنند و نفریبند».29 همچنین از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «همانا به زودی در امّت من، سی مدّعی دروغین برخواهند خاست که همه آنها گمان می‌کنند، پیامبر است در حالی که من خاتم پیامبرانم و هیچ پیامبری پس از من نیست»30 با توجّه به روایات یاد شده و روایات فراوان دیگری که در این زمینه نقل شده است،31 می‌توان گفت که دجّال با ویژگی‌هایی که در این مقاله برشمردیم یک مصداق بیشتر ندارد و موارد دیگری که در روایات اخیر از آنها تعبیر به دجّال شده، صرفاً از باب همانندی با دجّال واقعی از نظر بیان ادّعاهای خلاف واقع و فریفتن مردم بوده است، نه اینکه واقعاً ده‌ها دجّال با ویژگی‌های منحصر به فردی که در اینجا به آنها اشاره کردیم در آخرالزّمان خروج می‌کند.

3. برداشت رمزی و کنایی از دجّال

گفتیم که برخی اهل تحقیق با توجّه به مشکلات موجود در روایات دجّال، این روایات را بر معنایی رمزی و کنایی حمل کرده و دجّال را سمبل پدیده‌ای دانسته‌اند که در آخرالزّمان ظهور می‌کند و موجب گمراهی گسترده مردم می‌شود.

برای روشن‌تر شدن این برداشت، بیان یکی از نویسندگان معاصر در این زمینه را نقل می‌کنیم: «مهم‌ترین و همگانی‌ترین نشانه‌ای که می‌بایست مورد توجّه قرار گیرد، همان مفهوم دجّال بود که سمبلی از حرکت‌های ضدّ اسلامی در دوران غیبت کبرا، یعنی دوران فتنه‌ها و انحرافات است و آن عبارت است از تمدّن جدید اروپایی که چهره‌ای فریبنده و چشم‌گیر و خیره‌کننده دارد و افکار و اندیشه عمومی مردم دنیا را متوجّه خود ساخته و پیامدهای ناگواری را به دنبال داشته است. همچون خروج بسیاری از مسلمانان از اسلام، گردن نهادن آنها به مذاهب و فلسفه‌های منحرف دیگر و فسادها و تباهی‌ها و ستم‌هایی که در جوامع بشری ایجاد کرده است و لذا می‌توان گفت که از آغاز آفرینش حضرت آدم تا روز قیامت مخلوقی بزرگ‌تر از لحاظ انحراف و کژی همچون این دجّال وجود نداشته است؛ زیرا هیبت و شکوه تمدّن اروپایی و عظمت مادّی و اختراعات و سلاح‌های نابودی‌آفرین آن و وادار کردن انسان‌ها را به اینکه قدرت خداوندی را انکار کنند؛ تاکنون در تاریخ دیده نشده و سابقه نداشته است و در آینده نیز همچون او دیده نخواهد شد، زیرا آینده در اختیار طرفداران حق و عدالت خواهد بود. مؤید این برداشت فرمایش حضرت رسول(ص) در آن روایت است که فرمود: «ما بین خلقت آدم تا روز قیامت امر بزرگ‌تر از دجّال نیست». تعبیر به «امر» گویای آن است که دجّال یک شخص نیست، بلکه یک حرکت فکری متمدّن است که با اسلام دشمنی دارد!»32

با توجه به مجموعه مطالبی که در این مقاله بیان شد، درمی‌یابیم که فتنه دجّال فتنه‌ای سهمگین، پیچیده و بسیار گمراه کننده است که باید برای در امان ماندن از آن تنها به خدای بزرگ پناه برد. 33

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت‌ها:
1. ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی(ع)، ج 2، ص137-5؛ لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، صص 103-111 .
2. «قطران» ماده رقیق و چسبنده و سیاه رنگی است که با جوشاندن چوب و زغال و مانند آن به دست می‌آید و برای نگهداری چوب از پوسیدگی به کار می‌رود. (فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1649).
3. ر.ک: سيّد محمّد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 14، ص 228، ماده «دجل»؛ سعید الخوری اشرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج 1، ص 320؛ فخر الدّین الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، مؤسسه الوفا، 1403 ق.، ج 5، ص 369؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج 7، ص 10481.
4. تاج العروس، ج 14، ص 228.
5. محمّد خزائلی، اعلام قرآن، تهران، امیرکبیر، 1378، ص 479.
6. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 436، ح 426؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 209، ح 48.
7. فرائد السمطین، ج 2، ص 334، ح 585.
8. ابن حماد، الفتن، ج 2، ص 517، ح 1446.
9. همان، ص 518، ح 1450.
10. احمد بن حنبل، مسند، ج 5، ص 221.
11. همان، ج 2،‌ص 237. محمّد بن مسلم، صحیح، ج 1، ص 412، باب 25، ح 588.
12. صحیح مسلم، ج 1، ص 555، ح 809
13. سید محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ترجمه سيّد حسن افتخارزاده، صص 642ـ643.
14. ابراهیم امینی، دادگستر جهان، صص 225ـ226.
15. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی‌اکبر مهدی‌پور، ج 2، ص 1143.
16. الفتن، ج 2، ص 519، ح 1454.
17. «ناخنك» یك ضایعه گوشتی مثلثی شكل است كه از سفیدی چشم «ملتحمه» روی سیاهی چشم «قرنیه» كشیده می‌شود. این ضایعه در طرف بینی است.
(ر.ک: http://www.daneshnameh.roshd.ir)
18. الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.
19. شیخ صدوق، کمال‌الدّین و تمام النّعمه، ترجمه منصور پهلوان، ج 2، ص 319، بحارالانوار، ج 52، صص 193-194.
20. کمال‌الدّین و تمام النّعمه ،ج2، صص 313ـ314.
21. «طیلسان» جمهای است که بدن را احاطه میکند و برای پوشیدن میبافند عاری از تفصیل و دوزندگی و آن پوششی است مدور و سبز بدون دامان که تار یا پود آن از پشم است و خواص از علما و مشایخ آن را پوشند و آن پوشش پارسیان بوده است.(لغتنامه(دهخدا)، ج10، صص 15603-15604 .
22.در لغتنامه دهخدا آمده است که «اَفیق» اسم چند محل است: ا. اسم شهری بود که در مرز و بوم یهودا و بن یامین به طرف شمال غربی اورشلیم در نزدیکی سوکوه واقع بود و الان آن را «بلند الفوقه» گویند که در آنجا اسرائیلیان از فلسطینیان شکست یافته ... تابوت عهد نیز از ایشان گرفته شد و .... ( ر.ک: لغتنامه، ج2، ص 3107.
23. بحارالانوار، ج 52، ص 194.
24. همان، ص 308، ح 84 .
25.«لدّ» روستایی در نزدیکی بیت المقدس، در سرزمین فلسطین است. دروازه لد(باب لد) در برخی روایات محل فرود آمدن حضرت عیسی(ع) معرفی شده است. مراصدالاطلاع، ج3، ص 1302.)
26. صحیح مسلم، ج 4، ص 2250، ح 7.
27. صحیح مسلم ، ج 4، ص 2258، باب 23، ح 2940؛ مستند احمد، ج2، ص 166 .
28. . الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.
29. صحیح مسلم، ج 1، ص 12، ح 7.
30. مسند احمد، ج 5، ص 278 .
31. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک : معجم احادیث الامام مهدی(ع)، ج 2، صص 43-32.
32. تاریخ غیبت کبری، ص 662 .
33. برای مطالعه بیشتر در زمینه موضوع دجال ر،ک: سعید ایوب، عقیده المسیح الدجال فی الادیان (قراءه فیالمستقبل)، چاپ اول: بیروت، دارالهادی، 1411 ق؛ ابن کثیر دمشقی، المسیح الدجال، تحقیق: ابومحمد اشرف ابن عبدالمقصود، چاپ اول: بیروت، مؤسسة الکتب الثقافیة، 1419 ق


ادامه مطلب

سرنوشت دنیا پس از امام زمان(عج) چه خواهد شد؟
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:06 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان: این سوال که سرنوشت دنیا بعد از ظهور امام مهدی علیه السلام و تشکیل حکومت آن حضرت و پایان آن، چه می شود؟ سوالی است که ممکن است بارها به ذهن ما خطور کرده باشد. اما پاسخ روشنی برای آن نیافته باشیم. شاید دلیل این مسئله آن باشد که در مباحث مربوط به آخرالزمان و حضرت مهدی علیه السلام، همگان بیشتر به موضوع ظهور و تشکیل حکومت عدل جهانی امام دوازدهم اشاره می کنند و کمتر کسی به مسائل بعد از آن و سرنوشت دنیا پس از ظهور نیز پرداخته است.

اما این بدان معنا نیست که در منابع و مآخذ اعتقادی ما به این موضوع اشاره نشده و این سوال بدون پاسخ مانده است. بلکه اتفاقا در منابع روایی و حدیثی ما به این سوال پاسخ گفته شده و آن را ابتر رها نکرده است.       

در این ‌رابطه، ما با دو دسته از روایات مواجه هستیم: اول، روایاتی که مسأله رجعت امام‌ حسین علیه‌السلام و امامان دیگر را بیان نموده‌اند؛ از جمله روایت امام‌ صادق‌ علیه‌السلام است که در ذیل آیه شریفه «ثُمَّ رَددنا لَکُم الکَرَّةَ‌ عَلَیهِم؛ پس از آن غلبه و پیروزى بر ایشان را براى شما بازگردانیم»[۱] می‌فرماید:‌ «مقصود زنده ‌شدن دوباره امام حسین علیه‌السلام و هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام‌ زمان است، درحالی‌که به مردم رجعت و زنده‌شدن دوباره حسین علیه السلام  را اطلاع می‌دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند. این در حالی‌ است که حضرت حجت در میان مردم است.

چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل‌های مردم استقرار یافت، مرگ حضرت حجت می‌رسد، پس حسین متولی غسل و کفن و حنوط و دفن ایشان خواهد شد و هرگز غیر از وصی، وصی را تجهیز و آماده به خاک‌سپاری نمی‌کند».[۲]

پیامبر اسلام، امیرالمؤمنین[۳] و به احتمال قوی تمام ائمه[۴] به دنیا برمی‌گردند و هر کدام سالیان طولانی حکومت می‌کنند. بدین واسطه زمین پس از ظهور، حیات نو از سر می‌گیرد و زندگی انسان، بامعنا ادامه می‌یابد.

با توجه به روایات باب رجعت، معلوم می‌شود زندگی اصلی انسان بعد از ظهور آغاز می‌گردد و مردم زمین مدت بسیاری امنیت، آرامش، برقراری اسلام وعدالت را خواهند دید. بندگان صالح خداوند نیز سالیان بسیاری بر روی زمین به عبادت و اطاعت خداوند خواهند پرداخت و بعد از گذشت سالیان بسیار، با رحلت آخرین حجت خدا که احتمالاً امیرالمؤمنین علی‌ علیه‌السلام خواهد بود،[۵] اوضاع جهان دگرگون می‌شود و علائم قیامت رخ می‌نماید.

دوم، روایاتی که می‌گویند: چون قائم آل‌محمد‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت برپا می‌گردد و مردگان از گورها به در آیند و برای حساب و جزای محشر آماده گردند و خداوند از آنچه واقع می‌شود داناتر، و سرپرست توفیق و صواب است.[۶]

شیخ حر عاملی رحمه‌الله در کتاب شریف «ایقاظ» می‌نویسد: شاید چهل روز ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را به هفتاد و مقدار کم را با اعداد کمتر، معرفی می‌کنند، و یا اینکه هر روزی برابر هزار سال باشد؛ چنان‌که می‌فرماید: «یک روز نزد پروردگارت، مثل هزار سالی است که شما می‌شمارید»

و شاید مراد از قیامت در روایات دسته دوم، قیامت صغرا، یعنی رجعت باشد. و البته اطلاق قیامت بر رجعت مانعی ندارد، ممکن است قیامت بر هر دو اطلاق شود.[۷]

 

پی‌نوشت‌ها؛

۱. اسراء: ۶.

۲. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۳، ص۱۳.

۳. مختصر بصائرالدرجات، حسن‌بن‌سلیمان حلی، ص۲۴.

۴. همان، ص۲۸.

۵. تفسیر عیاشی، ج۲، ص۳۲۶، ح۲۴.

۶. ارشاد، شیخ مفید،‌ ترجمه ساعدی، ص۷۰۸.

۷. الایقاظ‌ من‌ الهجعة، شیخ حر عاملی، ترجمه احمد جنتی، ص۴۰۰.

پرسش و پاسخ های مهدوی، بیناد فرهنگی حرت مهدی علیه السلام


ادامه مطلب

ثروت بی پایانِ منتظران در آخرالزمان!
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:05 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان، در قرآن به کسانی که مومن باشند و عمل صالح انجام دهند، از سوی خدا وعده «حیات طیبه» داده شده است، (1) حیات پاک و بی آلایش.

یکی از معانی حیات طیبه که در تفاسیر آمده، قناعت و رضا به رزقی است که خدا قرار داده است(2) چرا که زندگی های آمیخته به حرص و افزون خواهی سر از گناه و درآمدهای حرام و تعدّی به حقوق دیگران در می آورد.

قناعت آن است که انسان به آنچه دارد، قانع باشد و حرص مال دنیا را نخورد و در پی مال و منالی که ضرورت ندارد، نرود و چشم طمع به دست این و آن ندوزد و به سطحی از معیشت که برخوردار از کفاف و عفاف است و زندگی او را آبرومندانه می گذراند، بسنده کند.

در روایات فراوان روی «قناعت به کفاف» تکیه شده است. یعنی بسنده کردن و راضی بودن به آنچه او را کفایت می کند و از تجمل و تشریفات و تکلف های غیرضروری و غصّه آور نهی شده است.

قناعت برای انسان آسودگی خاطر و آرامش روان می آورد و هر که آن را ندارد همیشه احساس کمبود می کند و چشمش سیر نمی شود. از این رو، حضرت علی علیه السلام قناعت را سرمایه ای بزرگ می داند و پیامبر خدا صل الله علیه وآله در حدیث «القِناعَة ُمالٌ لایَنفَد» بر ثروت تمام نشدنی بودن قناعت تاکید می کند. (3)

 

بررسی زندگی پیامبران الهی نشان می دهد که آنان از روحیه قناعت برخوردار بودند و هرگز در پی تجملات و افزون بر طول و عرض زندگی و ثروت اندوزی نبوده اند. مسلمان مکتبی هم باید همین شیوه را داشته باشد، چشم به ثروت و اندوخته های دیگران ندوزد و همیشه خود را با کسانی مقایسه کند که از او کمتر دارند، تا حالت شکر و سپاس نسبت به داشته هایش پیدا کند.

امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند: «به آنچه خداوند روزی تو کرده و قسمت توست راضی باش و به آنچه دیگران دارند، نگاه مکن و آنچه را به آن نمی رسی، تمنا نکن، هر کس قانع باشد سیر می شود و هر کس قانع نباشد هرگز سیر نمی شود».(4)

 

جبرئیل به حضور پیامبرخدا صل الله علیه وآله رسید و عرضه داشت: خدای متعال به تو سلام می رساند و می فرماید: این صحرای مکه را دوست داری برایت تبدیل به طلا شود؟ پیامبر(ص) سه بار به آسمان نگریست، سپس فرمودند: «خدایا، نه! دوست دارم یک روز سیر باشم تا تو را شکر و سپس گویم یک روز گرسنه باشم تا از درگاهت بخواهم.»(5)

 

هر که قناعت داشته باشد عزیز است هرکه اهل طمع باشد خوار و ذلیل می گردد. منتظر امام زمان(عج) باید خود را بر مدار عفاف و کفاف و قناعت و رضا قرار دهد تا با افزون طلبی و تکاثر، گرفتار گناه و ذلت نشود، که امیرمومنان(ع) فرمودند: «ثَمَرَةُ القِناعَةِ العِزُّ؛ ثمره قناعت عزت است.»(6)

 

زنان در ایجاد تعادل اقتصادی خانواده و پایبندی به شیوه کفاف و قناعت بسیار موثرند و با هر پرهیز از خواسته های افزون طلبانه و کنار گذاشتن حرص، می توانند به این فرهنگ کمک کنند و یاور مردان باشند.

 

پی نوشت ها:

1. سوره نحل، آیه 97

2. مجمع البیان، ج5، ص 384 

3.میزان الحکمة، حدیث 17144 

4.میزان الحکمة حدیث 17179

5.مکارم الاخلاق، ص24

6. غرر الحکم، حدیث 4646

برگرفته از «زندگی مهدوی (اخلاق و اوصاف منتظران)»، نوشته جواد محدثی


ادامه مطلب

وجه شباهت خاتم الانبیاء(ص) و حضرت بقیه الله(عج)
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:04 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان، کانال تلگرامی مسجد مقدس جمکران در مطلبی با عنوان ویژگی های مشترک حضرت محمدصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم با امام زمان عّجّل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف آورده است:

 

رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم فرمودند: «مهدی عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه‌اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است.»

روایات بسیاری در مورد شباهت حضرت مهدی عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف به پیامبر گرامی اسلام(ص) و آخرین فرستاده خداوند، حضرت محمد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم وارد شده است.

باتوجه به اینکه حضرت مهدی عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف از نوادگان پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم است، طبیعی است که شباهت‌های بسیاری میان این دو وجود مقدس وجود داشته باشد.

از نظر نام و کنیه نیز پیراهن پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم که در روز جنگ اُحُد بر تن داشتند و عمامه سحاب و زره سابغه و شمشیر پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم همراه اوست. شاید بتوان گفت جامع سخن در این زمینه، همان حدیث رسول خدا  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم است که فرمودند: «مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من، و از نظر خَلق و خُلق، شبیه ترین مردم به من است.»

 

ویژگی های مشترک این دو بزرگوار عبارتند از:

 

رحمت

خداوند متعال وجود نازنین پیامبر اکرم  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم را رحمتی برای عالمیان می‌داند؛ خداوند متعال در قرآن کریم درباره پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم می‌فرماید : «و ما اَرسَلناکَ الاّ رَحمَةً للعالَمینَ».(انبیاء/107) «ما تو را جز مایه رحمت برای جهانیان نفرستادیم».

و در حدیث قدسی راجع به حضرت مهدی عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف آمده است :... و أکمل ذلک بابنه م ح م د رحمة للعالمین علیه کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب. (منبع: محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص 527؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج36، ص196)/ و آن را با فرزندش م ح م د که مایه رحمت برای جهانیان و دارای کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب است ،کامل نمود.

امام زمان عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف نیز به این صفت زیبنده‌اند و در زیارت آل یاسین می‌گوییم:

»السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَة»؛ «سلام بر تو ای پرچم برافراشته  و رحمت گسترده الهی».

 

حجت الهی:

در رابطه با پیامیر چنین خطاب آمده که: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین/ سلام برتو ای حجت خدا بر اولین انسان ها تاآخرین آن ها؛

امام زمان عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف نیز با لقب حجة الله مورد خطاب قرار گرفته‌اند: "السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّه"

نور خدایی

پیامبر  صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم و سلم نور خدایی است. چنان که در زیارت آن حضرت می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نُورَ اللَّهِ الَّذِی یُسْتَضَاءُ بِه؛ سلام بر تو، ای نور روشنایی بخش خداوند«.

در زیارت روز جمعه نیز خطاب به امام زمان عجل اللَّهُ تعالي فّرجه الشِریف این گونه می گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یا نُورَاللهِ الّذِی یَهْتَدی بِه المُهْتَدُون؛ سلام بر تو ای نور خداوند که هدایت جویان به وسیله او هدایت می‌شوند


ادامه مطلب

راز ارزش عظیم انتظار را باید در نگاه عارفانه جست
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:03 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان حجت الاسلام علیرضا پناهیان در کتاب «انتظار عامیانه، عالمانه و عارفانه» در رابطه با ضرورت تبدیل انتظار عامیانه به انتظار عالمانه و عارفانه می نویسد:

 

نگاه عارفانه یعنی راه یافتن به اسرار معنوی مفاهیم دینی؛ و تحلیل ظواهر دین به بواطنی که عمق معنایی آن ظواهر را به ما نشان می دهند. عرفان از یک آگاهی عمیق خبر می دهد؛ معرفتی است که عموماً با عقل نظری قابل دریافت نیست و نیاز به شهود قلبی و باطنی دارد. می توان از عارفانه ها سخن گفت و می شود عارفانه سرود، اما آنچه به زبان علم عرفان و یا ذوقیات عرفانی می آید، نَمی از یم است. مهم آن است که بتوانیم با ادراک عارفانه، راه را برای احساس عرفانی باز نماییم؛ و با عرفان نظری به سمت عرفان عملی حرکت کنیم.

 

ممکن است ما با گفت وگوی عرفانی، عارف نشویم ولی شمیم یک نگاه ژرف به عالم، لذت معنوی خاصی دارد که از آن مستغنی نیستیم. آب دریایی است که اگر نمی توانیم در آن شناگر شویم، لااقل دست و رویی در آن بشوییم، تا خنکای یک زیّ عارفانه، جان ما را طراوت بخشد.

 

از طرف دیگر، همان طور که غفلت از شیوع انتظار عامیانه، ممکن است جامعه را در نوعی عوام زدگی فرو ببرد و اندیشمندانه نگریستن به مفهوم انتظار را به تأخیر بیفکند، غفلت از بعد عرفانی مفهوم انتظار نیز ممکن است سطح توقع ما را از معنای انتظار پایین آورده و ارزش واقعی انتظار را در نگاه ما تنزّل دهد.

 

ضمن آن که نگاه عارفانه به انتظار، عمق معنوی و زیبایی عرفانی انتظار را برای ما به تصویر می کشد و نیاز ما را به یک حیات عرفانی تامین کرده و عطش معنوی جامعه را برای فرو غلتیدن در عرفان های موهوم از بین می برد.

 

به علاوه شاید در یک نگاه عارفانه به انتظار دریابیم که چرا منتظران واقعی آن همه سوز و گداز دارند؛ و برای شرفیابی به محضر ظهور مولا این همه تهذیب نفس می کنند و در مسیر تقواپیشگی گام بر می دارند. همچنین، راز ارزش عظیم انتظار را باید در این نگاه عارفانه جست و جو کرد.

 

تنها در بستر یک نگاه عارفانه است که می توان فهمید چرا باید برترین و بافضیلت ترین عبادت امت پیامبر صل الله علیه وآله «انتظار فرج» باشد. و دست آخر این که، اگر این نگاه در رگ های اندیشه و احساس جامعه جریان یابد، آثار معنوی انتظار بیش از پیش نمایان خواهد شد و دل های بیستری از خداجویان، بیدار خواهد شد.

 

اساساً به همه اجزای دین باید عارفانه نگاه کرد به گونه ای که نگاه به باطن معانی و مفاهیم دینی، عادت همیشگی ما شود و مشیء عرفانی، یک سلیقه مربوط به گروهی خاص تلقی نشود.

 

حضرت امام (ره) در کتاب «سّرالصلوة» خود می نویسند: «ومحصّل مقصود ما از این فصل آن است که نماز، بلکه جمیع عبادات، از غیر از این صورت و قشر و مجاز باطن و لبّ و حقیقتی است و این از طریق عقل معلوم است و از طریق نقل شواهد کثیره دارد که ذکر جمیع آن از حوصله این اوراق خارج است و ما به ذکر بعضی از آن، این اوراق را متبرک می کنیم.» 


ادامه مطلب

انتظار عارفانه یعنی شوق دیدار وجه الله برای تسکین درد دوری از خدا
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:03 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان: حجت الاسلام علیرضا پناهیان در کتاب «انتظار عامیانه، عالمانه، عارفانه» می نویسد:

 

ارتباط عبادت و ولایت آنچنان تنگاتنگ است که از طرفی نماز بدون ولایت پذیرفته نیست و از طرف دیگر هر نماز مقبولی هم، ولایت پذیری را افزایش می دهد. از یک سو محبت خدا به محبت ولی خدا سرایت می کند و از سوی دیگر، ولایت امامان علیهم السلام، انسان را در اوج عبودیت قرار می دهد. همچنان که امام صادق(ع) فرمودند: «ولایت ما همان ولایت خداست که خدا هیچ پیغمبری را جز به آن مبعوث نساخت؛ «وَلایَتُنا وَلایةُ اللهِ الَّتی لَم یَبعَث نَبیّاً قطُّ الَّا بِها».

 

به همین دلیل است که در این دنیا که ما گرفتار فراق خدا هستیم، اولیای خدا هستند که با حضور خودشان تحمل این فراق را آسان می کنند و ما را در رسیدن به ملاقات خدا یاری می دهند، اما وقتی بشر به این دنیا آمد، مشکل او فقط دوری از خدا نبود که با حضور اولیای خدا برطرف شود، بلکه در این میان مشکل دومی هم پیدا شد؛ و آن ظلم و ضلالت هایی که بود که توسط انسان های متکبر و مستکبر به انسان های دیگر تحمیل می شد و عامل شدت یافتن سختی های دنیا و دشوار شدن حرکت بشر به سمت خدا می گردید.

 

مشکل اول را خداوند متعال با گذاشتن وجه الله در میان ابنای بشر برطرف کرد تا انسان ها با ملاقات او و آرام گرفتن در کنار او، راحت تر بتوانند این دوره انتظار را سپری کنند. مشکل دوم را هم خداوند متعال با ولایت بخشیدن به همین وجه الله برطرف کرد. گویا خداوند متعال با زبان تقدیر به بشر فرمود: «برای برطرف کردن این مشکل دوم، من به همین وجه الله ولایت می دهم تا با ولایت اجتماعی اش نظم را برقرار کند، تا شما بدون اینکه در این دنیا ستم ببینید، به سوی من حرکت کنید».

 

پس در دوران غیبت ولی الله، ما با دو کمبود و دو مشکل مواجه شدیم: مشکل اول این است که با نرسیدن به دیدار «وجه خدا»، دلتنگی ما برای دیدار خدا، شدت گرفت و در اثر این دوری، از خدا هم دورتر شدیم. مشکل دومی که در این میان پیدا شد، این بود که در اثر غیبت آن چراغ هدایت و ولایت، درد ظلم ها و ضلالت های فراوان نیز به درد فراق اضافه شد. چون این وجه الله است که ولایت دارد و می تواند نظم و عدالت را برقرار کند. زیر سایه پرنور اوست که راه برای سیر انسان به سوی خدا هموار می شود اما در دوران غیبت، زمینه اعمال و تحقق این ولایت از بین رفته است.

 

پس در مواجهه با مشکل اول، هر کس که به وصال پروردگار می اندیشد، بیشتر فراق ولی خدا را احساس می کند و در مواجهه با مشکل دوم، هر کس که حیات انسان را بستر حرکت به سوی خدا می داند، التهاب انتظار را بیشتر در وجود خود لمس خواهد کرد. اما مابقی منتظران ظهور، که چنین نگاه عارفانه ای ندارند بسیار سطحی تر از آنچه می باید، در انتظار فرج هستند.

 

در خاتمه بحث و بر پایه آنچه تبیین شد، می توان در مقابل انتظار عامیانه و سطحی نگرانه، انتظار عارفانه را این گونه معرفی کرد: انتظار عارفانه، یعنی اولا منتظر رهایی از این دنیا و مشتاق ملاقات خدا بودن و ثانیا اکنون که در زندان این دنیا گرفتاریم و در رنج دوری از خدا می سوزیم، منتظریم تا وجه الله و ولی الله بیاید تا هم با دیدن او آن رنج دوری کمی تسکین پیدا کند و هم در سایه ولایت او بتوانیم با سرعت و سهولت بیشتری به سمت خدا حرکت کنیم و آمادگی بیشتری برای دیدار و ملاقات خدا کسب کنیم و بشریت را هم راحت تر بتوانیم به سوی خدا رهنمون شویم.


ادامه مطلب

دو دردِ بزرگ بشر در عصر غیبت/راه قرار گرفتن در اوج عبودیت
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:01 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در کتاب «انتظار عامیانه، عالمانه و عارفانه» می نویسد:

 

انسانی که برای خدا آفریده شده است، جز در کنار او آرام نمی گیرد. دنیا به هر حال دنیاست و حجاب ها و موانع بسیاری بر سر راه وصال بی پرده حق قرار می دهد. اما انسان باید در طول حیات دنیا، این فراق را تحمل کند و برای فرج و خلاصی از این دنیا و محدودیت های آن انتظار بکشد. در این میان پروردگار مهربان راهی برای تسکین دل عاشقان لقائش قرار داده که تمام حیات دوستان خدا به آن وابسته است. این تسکین دهنده دل ها که دوستان خدا به عشق آن زنده اند، سختی های این دنیا را تحمل می کنند، ملاقات ولیّ خدا و حجت او روی زمین است.

 

حال اگر ما در این دنیای گره خورده با فراق خدا، امام خود را هم بالای سر خود نیابیم؛ و هر لحظه که به او نیازمندیم و دلتنگ او می شویم، خود را در محضرش نبینیم و «وجه خدا» قلب ما را در این انتظار طولانی تسکین نبخشد، آیا مضطر نخواهیم شد و در انتظار دیدار او لحظه شماری نخواهیم کرد؟!

 

ما منتظر رهایی از دنیا و بازگشت به آغوش ملاقات خدا بودیم و قرار بود سختی این دوران انتظار برای ملاقات خدا، به واسطه حضور وجه الله قابل تحمل شود، اما ما در زمانه ای به دنیا آمدیم که «وجه الله» و «ولی الله» پشت پرده غیبت است.

 

حالا ما حق داریم که  به صورتی مضاعف معترض فراق و منتظر وصال باشیم و درد فراق و انتظار در ما دو چندان می گردد و صدای شکوه و ناله مان به درگاه خدا بلند می شود که: «اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا؛ خدایا ما به تو شکایت می کنیم از فقدان پیامبرمان و غیبت ولیّ مان.»

 

و یا حق داریم از خدای خود بخواهیم: «اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ؛ خداوندا! آن طلعت رعنا و آن صورت زیبا را به من بنما و با نگاهی که به ما می کنی دیدگانم را روشن گردان.»

 

از طرفی دلتنگی برای خدا، به دلتنگی برای اولیای خدا سرایت می کند و از طرف دیگر محبت به اولیای خدا به محبت خود خدا می انجامد. اساساً در مذهب و مرام اسلام ناب، تمام امور معنوی به نوعی به ولایت ختم می شوند و یا از این ساحت مقدس آغاز می گردند: «إن ذُکِرَالخَیرُ کُنتمُ أوَّلَهُ و أصلَهُ و فَرعَهُ و مَعدِنَهُ و مأواهُ و مُنتَهاهُ؛ اگر سخنی از خیر به میان آید، شما سرآغاز آن واصل و فرع آن و معدن و مأوا و منتهای آنید.»

 

ارتباط عبادت و ولایت آن چنان تنگاتنگ است که از طرفی نماز بدون ولایت پذیرفته نیست و از طرف دیگر هر نماز مقبولی هم، ولایت پذیری را افزایش می دهد. از یک سو محبت خدا به محبت ولی خدا سرایت می کند و از سوی دیگر، ولایت امامان علیهم السلام انسان را در اوج عبودیت قرار می دهد.

 

همچنان که امام صادق علیه السلام فرمودند: «وَلايَتُنَا وَلايَةُ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يُبْعَثْ نَبِيٌّ قَطُّ إِلَّا بِهَا؛ ولایت ما همان ولایت خداست که خدا هیچ پیغمبری را جز به آن مبعوث نساخت» به همین دلیل است که در این دنیا که ما گرفتار فراق خدا هستیم، اولیای خدا هستند که با حضور خودشان تحمل این فراق را آسان می کنند و ما را در رسیدن به ملاقات خدا یاری می دهند.

 

اما وقتی بشر به این دنیا آمد، مشکل او فقط دوری از خدا نبود که با حضور اولیای خدا برطرف شود، بلکه در این میان مشکل دومی هم پیدا شد؛ و آن ظلم ها و ضلالت هایی بود که توسط انسان های متکبر و مستکبر به انسان های دیگر تحمیل می شد و عامل شدت یافتن سختی های دنیا و دشوار شدن حرکت بشر به سمت خدا می گردید.

 

پس در دوران غیبت ولی الله، ما با دو کمبود و دو مشکل مواجه شدیم؛ مشکل اول این است که با نرسیدن به دیدار «وجه خدا» دلتنگی ما برای دیدار خدا، شدت گرفت و در اثر این دوری، از خدا هم دورتر شدیم. مشکل دومی که در این میان پیدا شد این بود که در اثر غیبتِ آن چراغ هدایت و ولایت(عج)، درد ظلم ها و ضلالت های فراوان نیز به درد فِراق اضافه شد.


ادامه مطلب

معنای رجعت چیست؟/سه روزی که ایام الله اند
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:01 ق.ظ | نظرات(0)

به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از کانال تلگرامی مسجد مقدس جمکران، «رجعت» در لغت به معنای بازگشت است و در اصطلاح کلام و حدیث، به بازگشت گروهی از مؤمنان خالص و کافران شرور پس از مرگ به این جهان، قبل از قیامت، رجعت نامیده می‌شود (بحارالانوار، ج35، ص138.)

در حقیقت رجعت جلوۀ کوچکی از رستاخیز نهایی و قیامت است. تفاوت رجعت با قیامت در این است که در رجعت گروهی از مردم زنده می‌گردند و در قیامت همۀ مردم بدون استثنا محشور می‌شوند.

علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید: روایاتی که رجعت را اثبات می‌کنند، اگرچه با هم اختلافی دارند، اما همۀ آن‌ها در این معنا متحدند که سیر و حرکت نظام عالم به سمتی است که تمام آیات الهی به منتهای ظهور خود برسند و دیگر معصیت خدای سبحان انجام نشود، بلکه به‌طور خالص و بدون دخالت هوای نفس و وسوسۀ شیطان عبادت شود، عده‌ای از دوستان و دشمنان خدای تعالی که مرده‌اند به دنیا برگردند و حق و باطل کاملاً از هم جدا و شناخته شوند.

این مطلب می‌رساند که رجعت، یکی از مراتب روز قیامت است، هرچند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحلۀ پایین‌تری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنه‌انگیزی هست _ اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد _ از همین‌رو، دوران ظهور حضرت مهدی «عليه‌السلام» نیز شاید یکی از مراتب قیامت باشد؛ زیرا در آن روز نیز حقْ ظهوری آشکار دارد، هرچند که در این جهت روز ظهور باز در مرتبه‌ای پایین‌تر از رجعت قرار دارد. از قول امامان معصوم «عليهم‌السلام» نیز وارد شده است که: «ایام‌الله سه روز است: روز ظهور، روز رجعت و روز قیامت.» (بحارالانوار، ج7، ص61 و ج53، ص63)

و همین نکته، یعنی یکی بودن حقیقت این سه روز و اختلافشان در مراتب و درجات، باعث شده است که امامان معصوم عليهم‌السلام بعضی از آیات را گاه به قیامت، گاهی به ظهور و گاهی به ظهور حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف تفسیر فرمایند .(تفسیر المیزان، علامه طباطبایی(ره)، ترجمه: آیت‌الله مصباح یزدی، ج 2، ص 146 و نک: ظهور نور، علی سعادت‌پرور، ص205 - 206.)

روایات متعددی ذیل آیۀ 210 سورۀ مبارکه بقره آمده است، در برخی به روز قیامت تفسیر شده، و در روایت دیگر به ظهور حضرت مهدی(عج) (تفسیر عیاشی از امام باقر «عليه‌السلام») و در روایت دیگر به رجعت تفسیر شده است


ادامه مطلب

شگفتي‌های پيش از ظهور
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در دوشنبه 28 اسفند 1396  12:01 ق.ظ | نظرات(0)

همه انسان‌ها خصوصاً امت اسلامی پیش از ظهور حضرت بقیه الله(ع) به شرایط سخت و سیاهی كه ناشی از ظلم و جور و انحراف آن زمان است مبتلا خواهند شد. این نكته را می‌توان از این حدیث متواتر حضرت رسول اكرم(ص) برداشت كرد كه فرمودند: «همانا مهدی(ع) زمین را همانطور كه از ظلم و جور پر شده باشد مملو از قسط و عدل می‌گرداند».

 


با رجوع به احادیث و روایات معصومین(ع) اخبار و نكاتی را می‌بینیم كه سختی و فساد موجود در آن زمان را به تصویر می‌كشند. مضاف بر اینكه بعضی از آنها به برخی حوادث خاص و معین هم اشاره می‌كنند. برای واضح‌تر شدن موضوع می‌توان این احادیث را چنین طبقه‌بندی كرد:
1. روایاتی كه به پر شدن زمین از ظلم و جور خبر می‌دهند:
مضمون این بخش متواتراً در روایات آمده و در احادیث به مسئله پر شدن زمین از ظلم و جور پیش از ظهور حضرت ولی‌عصر(ع) تصریح شده است.10
2. روایاتی كه به پدید آمدن فتنه‌ها و شدّت یافتن و زیاد شدن جریان‌های ترسناك می‌پردازند.
حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده كه مفصلاً به فتنه‌های گمراه كننده و خوفناك آن زمان می‌پردازند11 و حدیث ذیل را می‌توان از این دسته شمرد:
امام جواد(ع) فرمودند:
قائم(ع) قیام نخواهد كرد مگر به دنبال خوف و هراس جدّی، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی كه (مردم) بدان مبتلا شده باشند و شمشیر برّان (جنگ نمایان) میان اعراب و اختلاف زیاد مردم و تفرقه مذهبی آنها و تعدد ادیان و مذاهب و تغییر و تحوّل آنها و... 12
قابل ذكر است كه فتنه معانی مختلفی دارد كه به طور خلاصه از این قرار است:
الف) مورد امتحان و آزمایش قرار گرفتن؛
ب) كفر، گمراهی و گناه؛
ج) به وجود آمدن اختلاف نظر در دیدگاه‌های مردم؛
د) كشتار و جنگ‌هایی كه میان مردم واقع می‌شود.
3. احادیثی كه اظهار ناشكیبایی (جزع) ناشی از سختی روزگار و گرفتاری شدید مردم را در آن زمان بیان می‌كنند:
«مؤمنان در عصر غیبت از گرفتاری شدید، بلای طولانی و كم طاقتی و هراس رنج می‌برند و به همین خاطر وقتی شخصی از كنار قبر برادرش می‌گذرد می‌گوید: كاش من به جای او بودم...»13
4. اخباری كه به وجود حیرت (سردرگمی) و تزلزل در افكار و اعتقادات می‌پردازند:
از این جمله حدیثی است كه از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده كه در میان صحبت‌هایشان راجع به حضرت مهدی(ع) فرمودند: «غیبت و حیرتی پیش خواهد آمد كه دسته‌ای طيّ آن گمراه می‌شوند و دسته‌ای دیگر هدایت می‌یابند كه این حیرت ممكن است از جنبه‌های مختلفی پیش آمده باشد:14
سرگردانی در عقاید دینی نتیجه جریانات باطلی است كه با جهالت و كنار گذاشتن تفكّر در میان امّت روبرو می‌گردد.15
بدین معنا كه طولانی بودن مدت غیبت حضرت باعث می‌شود كه مردم به شك بیفتند و در مورد مقام ایشان اختلاف پیدا كنند و یا اینكه حیرت درباره وجوب جهاد بدون وجود رهبری بلند مرتبه و انقلابی پیش آمده باشد.
5. اخباری كه دلالت بر جنگ‌ها و كشتارها می‌كنند:
احادیث شریف وضعیت سیاسی عصر ظهور را با خصوصیت عدم ثبات (سیاسی) و كثرت جنگ‌ها و كشتارها توصیف می‌كنند؛
پیش از این امر (قیام حضرت مهدی(ع)) كشتار «یبوح» خواهد بود. از حضرت پرسیدند: یبوح به چه معناست؟ فرمودند: دائمی است و از شدّت آن كاسته نمی‌شود.16 حتّی برخی روایات شدت این جنگ‌ها را تا آنجا بیان می‌كنند كه طيّ آن دو سوم از جمعیت زمین از بین می‌روند.
حضرت علی(ع) فرمودند: مهدی(ع) قیام نمی‌كند تا اینكه یك سوم (از مردم زمین) كشته شوند و یك سوم (خود) بمیرند و تنها یك سوم (از جمعیت زمین) باقی بماند.17
می‌توان الفاظ موجود در احادیث را با اصطلاحات و معادل‌های امروزی آنها نظیر انحراف فكری، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی و از این دسته جایگزین كرد.
شاید بهترین روایتی كه به آنها مفصلاً می‌پردازد این حدیث نبوی(ص) است كه ابن عبّاس می‌گوید:
در حجهالوداع، با رسول مكرّم اسلام(ص) مشغول انجام مناسك حج بودیم كه حضرت حلقه در كعبه را گرفته و رو به ما كردند و فرمودند: آیا می‌خواهید شما را از نشانه‌ها و حوادث پیش از قیامت خبردار كنم؟
سلمان كه از همه به ایشان نزدیك‌تر ایستاده بود گفت: بلی یا رسول‌الله!
ایشان فرمودند: از جمله آنها ضایع و تباه كردن نمازها و تبعیت از شهوت‌ها، متمایل شدن به هواهای نفسانی، تكریم و بزرگداشت ثروتمندان و مال‌پرستان و فروختن دین به قیمت دنیاست. در این زمان است كه قلب مؤمن در درونش همان‌سان كه نمك در آب حل می‌شود، ذوب می‌شود چرا كه منكرات، كژی‌ها و كاستی‌ها را می‌بیند و قدرت تغییر دادن آنها را ندارد.
سلمان پرسید: آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست چنین خواهد شد و به دنبال آن حاكمان و امیران ستمگر و وزیران فاسق و كارگزاران و كارشناسان ستمكار پیدا شده و [مردم] به خیانتكاران اعتماد می‌كنند.
ـ آیا واقعاً چنین روزی خواهد آمد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم به قبضـه قدرت اوست آری! در آن زمان است كه منكرات و انحرافات، معروف و خوب و اعمال پسندیده منكر و ناپسند شمرده می‌شود. به شخص خائن اعتماد و شخص امین خائن خوانده می‌شود. دروغگو را تأیید و راستگو را طرد می‌كنند.
ـ آیا واقعاً چنین روزی خواهد آمد؟
ـ قسم به آنكه جانم در دستانش است آری! در آن زمان است كه زنان فرمانروا می‌شوند و سروری می‌یابند. با زنان و كنیزكان مشورت می‌گردد و كودكان بر منبرها می‌نشینند و هر چیزی نهایتاً به دروغ ختم می‌شود، زكات و فی، (كه حق عمومی و همگانی است) غنیمت و بهره شخصی شمرده می‌شود. شخص به والدینش ستم می‌كند و در عین حال به دوستش خدمت و نیكی. و آنجاست كه ستاره گنهكاری طلوع می‌كند.
ـ آیا چنین چیزی اتّفاق خواهد افتاد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در چنین شرایطی است كه مرد با همسرش در تجارت شریك می‌شود، خوی و عادت‌های شخصی و باطل زیاد شده و خوبی‌ها به شدّت كم می‌شود. شخص به خاطر سخت‌گیری به بدهكاران خود تحقیر می‌شود و زمانی است كه بازارها به هم نزدیك می‌شوند و یكی می‌گوید چیزی نفروختم و دیگری می‌گوید سودی نبردم و چیزی جز شكایت كردن از خدا دیده نخواهد شد.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟...
ـ سلمان! آری قسم به آنكه جانم در دست اوست در آن زمان است كه به دنبال این حوادث اقوامی پیدا می‌شوند كه اگر حرفی بزنند كشته می‌شوند و اگر ساكت بمانند غارتشان می‌كنند تا اینكه از اموالشان بهره‌مند شوند و به حریم‌هایشان تجاوز كنند و حرمتشان را شكسته و خونشان را بریزند. قلب‌های آنها كاملاً با ترس و حقّه‌بازی عجین گشته و آنها را جز در حالت خوف و نگرانی و هراس و وحشت نمی‌یابی.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در آن زمان است كه چیزی از مشرق و چیزی از مغرب می‌آید و امت مرا رنگارنگ می‌كند چه بیچاره‌اند كسانی كه به خاطر آنها ضعیف می‌شوند و وای بر آنها كه خدا چه برای آنها مهيّا كرده و چگونه مترصد آنهاست، نه به كوچك‌ترها رحم می‌كنند و نه به بزرگ‌ترها احترام می‌گذارند. از خطاكاران و گنهكاران در امان نیستند، بدن‌هایشان بدن انسان و قلب‌هایشان قلب شیطان است.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به كسی كه جانم در دست اوست آری. در آن زمان مردان تنها به مردان و زنان تنها به زنان [برای ارضای شهوات] می‌پردازند. همان‌گونه كه اهل خانه‌ای نسبت به دختران خانه خود احساس غیرت می‌كنند (غریبه‌ها) نسبت به پسركان جوان، غیور می‌گردند (آنها را ناموس خود می‌شمرند) مردان به زنان و زنان به مردان شبیه می‌شوند و زنان بر زین‌ها سوار می‌گردند كه لعنت‌ من بر آنها باد.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم به دست اوست آری. در آن زمان مساجد را همانند كلیساها و كنیسه‌ها تزیین می‌كنند و قرآن‌ها را طلاكاری و زینت. مناره‌ها بلند می‌شوند و خطوط زیاد می‌شوند. قلب‌هایشان نسبت به هم متنفر و در زبان‌هایشان اختلاف نمایان است.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم به دست اوست آری! در آن زمان است مردان و پسران امتم برای زینت از طلا استفاده می‌كنند و حریر و دیبا و ابریشم می‌پوشند و با بیگانگان متحد می‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در آن زمان ربا علنی می‌شود و با اجناس ممتاز، رشوه و معامله می‌كنند. دین رها می‌شود و مقام و منزلت دنیا (در نظر مردم) رفیع می‌گردد.
ـ آیا چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در آن زمان است كه زنان آوازه‌خوان می‌شوند و آلات موسیقی جلوه می‌یابند و به دنبال آن اشرار امتم پیدا می‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! هرچند به خدا ضرری نمی‌رسانند [و به خودشان ظلم می‌كنند] لیكن طلاق زیاد می‌شود و حدود اقامه و اجرا نمی‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم به دست اوست آری. در آن زمان ثروتمندان امتم برای تفریح و سیاحت افراد عادی برای تجارت و كسب درآمد و فقرا برای ریا و خودنمایی به حج و عمره می‌روند. جمعیتی پیدا می‌شوند كه تفكّر و تدبّر و تفقه آنها برای غیر خدا (و اهداف غیر الهی) است. زنازادگان زیاد می‌شوند و قرآن را با آواز و غنا می‌خوانند و به خاطر دنیا بر سر هم می‌ریزند و با هم درگیر می‌شوند.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم به دست اوست آری. در آن زمان به محارم تجاوز می‌كنند و به دنبال گناهان می‌روند، اشرار و بدان بر خوبان مسلط می‌شوند. دروغ علنی می‌شوند و لجاجت نمایان می‌گردد.
بیچارگی‌‌ها علنی می‌شود، با لباس‌ها به هم فخر می‌فروشند و مباهات می‌كنند و ظرف‌های ناشایست را پر می‌كنند.
نرد و شطرنج و آلات موسیقی مورد پسند واقع می‌شوند. امر به معروف و نهی از منكر را انكار می‌كنند، به طوری كه مؤمن خوارتر از كنیز می‌گردد. همدستی میان زاهد(نما)ها و قاریان (بدكردار) نمایان می‌شود. اینها همان‌ها هستند كه در آسمان‌ها آنها را پلیدان ناپاك می‌خوانند.
ـ آیا واقعاً چنین خواهد شد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در آن زمان ثروتمند از وضعیت فقیر هراسان نمی‌شود به طوری كه گدا یك هفته كامل از مردم گدایی می‌كند امّا كسی را كه چیزی در دستش بگذارد نمی‌بیند.
ـ آیا حقیقتاً چنین اتّفاقی خواهد افتاد؟
ـ سلمان! قسم به آنكه جانم در دست اوست آری! در آن زمان «روبیضه» به سخن می‌آید.
پدر و مادرم به فدایت یا رسول‌الله «روبیضه» دیگر چیست؟
ـ كسی كه تا به حال صحبت نمی‌كرد برای امور عموم مردم به سخن می‌آید و جز كمی از او فرمان نبرند... 18
قسم به جانم كه این همان چیزی است كه دائماً در عصر گمراهی و فسقی كه در آن زندگی می‌كنیم، مشاهده می‌شود و با تمام حواث و وجود از آنها خبر داریم. صلوات خداوند بر تو باد یا رسول‌الله ما را از آن باخبر كردی و سلام بر تو یا مهدیا كه روزی همه اینها را از بین می‌بری و عدل و داد را جایگزین آن می‌گردانی
روایاتی كه تا اینجا ذكر كردیم به فاسد بودن زمانه به طور كلی اشاره می‌كردند و مشخص نمی‌كردند كه این حوادث چگونه رخ خواهند داد. با توجه به اینكه می‌دانیم عصر فتنه‌ها پیش از عصر ظهور است و به وضوح در احادیث و روایات بیان شده كه عصر ظلم پیش از عصر عدالت خواهد بود و به ناچار باید اشاره و بیان كنیم كه برخی از این اخبار به همراه باقی حوادث پیش از برپایی قیامت آمده‌اند كه به برداشت ما از آنها خدشه‌ای وارد نمی‌كند چرا كه ظهور حضرت مهدی(ع) پیش از قیامت رخ می‌دهد و لزومی ندارد كه نشانه‌های قیامت دقیقاً و بدون هیچ فاصله‌ای پیش از آن نمایان گردند.
در قسمت بعد برخی از پیشگویی‌هایی را كه معصومین(ع) داشته‌اند و تا این زمان محقّق شده‌اند بررسی می‌كنیم كه مایه دلگرمی و اطمینان قلب ما باشد كه إن‌شاءالله بقیه آنها كه تاكنون محقّق نشده‌اند، روزی خودنمایی كنند و در پی آن شاهد ظهور مولا و مقتدایمان باشیم.
ادامه دارد.
پی‌نوشت‌ها:
1. در متن اصلی كلمه «ارهاصات» آمده كه به معنای كاری فوق‌العاده است كه از پیامبر(ص) [یا امام غایب(ع)] پیش از بعثت [و ظهور] وی ظاهر شود (لغتنامه لاروس، ج 1، ص 134)
2. ر.ك: بشاره الاسلام، ص 18.
3. ر.ك: موسوعه الامام المهدی(ع)، ج 2 (تاریخ الغیبه الكبری)، ص 242.
4. غیبت نعمانی: 170 و بحارالانوار و بحارالانوار، ج 52، ج 231.
5. تاریخ الغیبه الكبری، 245 و منتخب الاثر، ص 434.
6. غیبه النعمانی، ص 104، تاریخ الغیبه الكبری، 246.
7. ر.ك: بشاره الاسلام، ص 86، بحارالانوار، ج 52، ص 228.
8. الممهدون المهدی(ع)، ص 49، بحارالانور، ج 52، ص 182.
9. المهدی(ع)، آیت‌الله صدر، 198، یوم الخلاص، ص 564.
10. بشاره الاسلام، ص 25؛ منتخب الاثر، ص 432.

مجتبی الساده
ترجمه: محمود مطهری‌نیا


ادامه مطلب

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
>
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...