بِسمِ اللّه ‏ِالرَّحمنِ الرَّحيمِ اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
درباره ما
هزاران درود بر مهدی، هزاران درود بر امام المتقین، هزاران درود بر جاری کننده عدل در جهان، هزاران درود بر آبادگر بزرگ عالم، هزاران درود بر فرزند رسول خدا، هزاران درود بر فرزند امیر المومنین، هزاران درود بر فرزند زهرای مرضیه، هزاران درود بر دوای درد شیعیان، درود الهی بر وجود پاک و مقدس بقیه الله العظم مهـــــــــــــدی فاطمه
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 315082
» تعداد کل پست ها : 2796
» آخرین بروز رسانی : پنج شنبه 25 مرداد 1397 
تعداد نظرات : 109 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 21 مرداد 1392  عدد
دیگر امکانات
صلوات شمار مهدوی


لوگوی دوستان

کجایید ای شهیدان خدایی

معبر شهدا2

نظرسنجی
وبلاگ مهـــــــــــــدی فاطمه را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای مهدوی

امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

فراق یار



بهار آید!
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در یک شنبه 5 فروردین 1397  09:46 ب.ظ | نظرات(0)

‌‏نشاط این بهارم بی گل رویت
چه کار آید!؟
تو گر آیى،
طرب آید، بهشت آید،
بهار آید!

اللهم عجل لولیک الفرج




بی حضــــــــــور
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در شنبه 4 فروردین 1397  09:45 ب.ظ | نظرات(0)

عمر سال به اتمام رسید و
 عمــر غیبت او نه!
و ما دفتر سال را
 بی حضــــــــــور او می‌بندیــــــــــمـ ...
💚مهدی(عج) جان 💚
خودت فکری به حال و روزمان کن




بهار
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در جمعه 3 فروردین 1397  09:40 ب.ظ | نظرات(0)

💚مهدی جان💚
می شد که امسال آمده باشی
می شد که امسال
روی ماهت را ببینیم
نخواستیم...
اما می شود که بخواهیم
دیدن روی ماهت را
روز ظهورت را
لحظه آمدنت را
به همراه بهار




سال جدید
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در پنج شنبه 2 فروردین 1397  09:40 ب.ظ | نظرات(0)

💚مهدےجان💚
سالها گذشت و...
نیامدے
چشمم همچنان
به سال جدید است
 شاید بیایی

🙏اللّٰھـُــم؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجـْــ🙏




گستره حکومت مهدوی تا کجاست؟!
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در چهارشنبه 1 فروردین 1397  10:55 ب.ظ | نظرات(0)

مقام عظمای ولایت می‌تواند با قدرت و فضل خداوند تبارک و تعالی در آسمان‌ها و زمین تصرّفاتی داشته باشد، پس حکومت بر کرات دیگر نیز جز همان قلمروهای ولایی هستند.

عقیق:«بنا به اعتقاد شیعیان آل محمّد صلّی اللّه علیه و اله امامان معصوم در جهان آفرینش خلق نخست خدایند.» «و نیز در همۀ کاینات ولایت تکوینی و تشریعی دارند؛ یعنی می‌توانند با اذن و قدرت خدا در همۀ مخلوقات تصرّف ولایی و امامی بنمایند و اگر بخواهند بدون به هم خوردن نظام آفرینش و یا جایگزین نمودن نیروی دیگر در اوضاع هستی تصرّفاتی می‌نمایند؛ مانند «شق القمر» و «ردّ شمس» و غیره که در کتاب‌های مهم مذهبی و در میان اعجازهای نبوّت به‌طور وضوح بیان گردیده و مشهور است و نیازی به تکرار آن نیست و مسألۀ اطاعت خورشید و ماه از «امام قائم علیه السّلام» نیز از این معنا مستثنی نمی‌باشد.»

امام باقر علیه السّلام فرمود:

«خورشید و ماه را فراخواند، پس هردو به او جواب می‌دهند (از او اطاعت نمایند) و زمین برای او پیچیده می‌شود.»

در تفسیر آیۀ ۱۵سورۀ ق از امام علیه السّلام آمده است:

«خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفریده است تا آن‌جا که می‌فرماید و حجّت آن‌ها هم منم.»

امام باقر (ع) در این‌باره می‌فرماید:

«خدای تبارک و تعالی برتر و والاتر از آنست که اطاعت بنده‌ای را بر همگان واجب کند ولی چیزی از دانشهای زمین و آسمانها را از او پوشیده بدارد.»

«هر که در آسمان‏ها و زمین است خواه ناخواه فرمانبردار اوست و همه به سوی او بازگردانده می‏شوند.»(آیه ۸۳ سوره مبارکه آل عمران)

با این بیان روشن است که مقام عظمای ولایت می‌تواند با قدرت و فضل خداوند تبارک و تعالی در آسمان‌ها و زمین تصرّفاتی داشته باشد، پس حکومت بر کرات دیگر نیز جز همان قلمروهای ولایی هستند؛ چون آنان «ید اللّه» و «خلیفة اللّه» هستند که شکّی در آن نیست.

ابو سعید خدری گوید که رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله فرمود: «ازخلافت او ساکنان زمین و آسمان و پرندگان در هوا خشنود می‌شوند.»

امام سجاد علیه السّلام فرمود:

«آگاه باش! صاحب شما به ابر سوار می‌شود و به هفت آسمان و هفت زمین پنج اقلیم آباد و دو اقلیم ویران بالا رود (سفر کند.)»

امام صادق علیه السلام فرمودند:حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : «برای ستارگانی که در آسمان هستند شهرهایی است همانند شهرهایی که در زمین وجود دارد.»

درروایت دیگری ابوبصیر می گوید:

از امام صادق علیه السلام درباره آسمان‌های هفتگانه سؤال کردم ، حضرت فرمودند : «هفت آسمان است که در میان آن‌ها آسمانی نیست مگر آن که در آن مخلوقاتی وجود دارد و بین آن آسمان تا آسمان دیگر در فضا آفریده‌هایی وجود دارد ، تا به آسمان هفتم منتهی گردد.
پرسیدم : زمین چگونه است ؟
فرمودند : زمین هفت تاست در پنج تا از آن‌ها مخلوقات وجود دارند و در دو تای دیگر هواست و در آن دو چیزی وجود ندارد.»

«گفتۀ امام (ع) نشانگر این است که پنج کرۀ زمین و یا پنج زمین و آسمان آباد و مسکونی است. طبق روایاتی متعدد، کرات زیادی در آسمانها وجود دارد که آباد و دارای جوامعی از مخلوقات خدا هستند که غیر از نوع انسان و فرشته و جن می‌باشند، که علامه مجلسی مجموعه‌ای از آنها را در بحار الانوار آورده است.»

 

 

منبع:مهر


ادامه مطلب

"آقا بیا"
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در چهارشنبه 1 فروردین 1397  03:40 ب.ظ | نظرات(0)

💚مهدی(عج) جان💚
این روزها دیگرکسی یاد شمانیست
دیگر کسی ذکرلبش"آقا بیا"نیست
ترسم عزای جدتان هادی شود،لیک
گویند نوروز است هنگام عزاء نیست




نامه ای به موعود
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در چهارشنبه 1 فروردین 1397  12:02 ق.ظ | نظرات(0)

سلام ای مهدی موعود! سلام. می دانی، می دانی به چه می مانم؟ به کبوتری زخم خورده که درد هجران بیتابش کرده امّا آهنگ وصال نمی کند.
پس بگذرار از غبار تن بکوچک و خود را در زلال اشک بشویم و از تو بگویم.



مهدی جان! در این آرزوییم که حضورت را با تمام هستی درک کنیم و از وجودت لبریز شویم. ما به انتظارت می‌نشینیم تا از انتهای جاده خلوص بیایی و برایمان هدیه‌ای از گلشن رضوان بیاوری. که تنها در تو یک باغ عاطفه را میتوان دید و یک آغوش اطلسی و یاس که ما را به فراخنای آفرینش می‌برد.

ای وای که انتظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تا کنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژدة ظهور تو...
آری آن زمان هستی حیات خواهد یافت و عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ‌های خشکیدة عالم، خون تازه خواهد دمید. می خواهیم برایت بگرییم می خواهیم زار بزنیم. باور کن دلمان بیشتر از همیشه گرفته است. دیر زمانی است که تو را کم داریم...

تو را که با یادت زندگی میکنیم، تو را می خواهیم. تو را که روحمان به یاد قامت سبزت تطهیر می‌شود، تو را که اگر بیایی هیچ نخواهیم گفت از آنچه که بر ما گذشت، تو را می‌طلبیم، تو را که زخم‌ها را خوب می‌فهمی.

بگو در کدامین سپیده دم متولد شدی که روح پاکت از ظلمت و سیاهی خالیست؟ تو در صخره کدام دماوند باشکوه ایستاده ای و بر بال کدامین البرز سربلند تکیه کرده ای که آفتاب در حضور تو فانوسی است در انتهای دریاهای آبی‌رنگ؟
می‌دانی می خواهم بر بلندای معراج آسمانی‌ات استخاره عشق بگیرم، می خواهم سجاده ام را در انتهای نامنتهای اندیشه‌ات در آن دور دست‌های سبز پهن کنم پس، بیا، بیا ای عشق! تا دیدة بانی‌مان را به وسعت شانه‌هایت تقدیم کنیم.

بیا ای مولای ما، ای سرفصل دفتر عشق، ای آخرین گل از بوستان محمدی مهدی فاطمه! بیا، بیا که جهان در انتظار توست و بغض در گلوی عاشقان آماده شکستن است.

انتظار آمدن تو باز هم قلب مرده مرا به تپش وامی‌دارد و شوق دیدارت چشمانم را بر بی‌نهایت می دوزد. به من بگو عاقبت از کدام منتهای افق، از کدام صبح راستین خواهی دمید؟ عاقبت از پیچ کدام کوچه خواهی گذشت؟ تویی که روح انتظار را در من دمیدی و وعده دادی که روزی خواهی آمد؟ ار بیایی چشم‌هایم را سنگفرش راهت خواهم کرد. من می‌دانم که تو خواهی آمد و در هر قدم، شاخه‌ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدگی را آزاد خواهی کرد. تو می‌آیی و روی هر درخت پر شکوفه، لانه‌ای از امید برای کبوتران غریب، می‌سازی. صدای تو بغض فضا را می شکافد، فضای مه‌آلودی که قلب چکاوک‌ها را از هر شاخه درختش آویزان کرده‌اند.

تو با دست‌هایت بر قلب‌های شقایق‌ها رنگ سبز امید خواهی زد و یا رنگ پرمعنای دریا خواهی نوشت به نام خدای امیدها!
تو می‌آیی در حالی که دست‌هایت پر از گل‌های نرگس است.
تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی و کعبة عشق را در آنها بنا می‌کنی.
دست نوازش بر سر میخک‌هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است.

تو حتی بر قلب کاکتوس‌ها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می‌آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگ‌های صبح جریان پیدا خواهد کرد...
به امید آن روز...

ادامه مطلب

یک عمر انتظار...
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در چهارشنبه 1 فروردین 1397  12:02 ق.ظ | نظرات(0)
مسجد تقریبا شلوغ است. بچه های قد و نیم قد بین جمعیت می دوند و بازی میكنند.
زهرا را زمین میگذارم و چادری از توی كمد بر میدارم. هیجان زده به نور و هیاهوی بچه ها نگاه میكند. هیجان از صورتش می بارد و دست میزند و میگوید: دَدَر.

لبخندی میزنم و دستش را میگیرم تا كمی راه برود. تلو تلو خوران تا صف نماز كنارم می آید اما نگاهش به بچه هایی است كه در فضای خالی پشت صفها در حال بازی اند.


قدقامت را كه میگویند چند تا مهر جلویش میگذارم كه مشغول شود و آرام به او میگویم كه همینجا بنشیند و او هم سرش را تكان میدهد كه یعنی مینشیند و باز هم با ذوق دست میزند و می گوید: الله... الله...

ركعت اول تا به ركوع میروم بلند میشود. به سجده كه میروم و بلند میشوم دیگر كنارم نیست.
استرس به جانم می افتد. سعی میكنم حواسم را به نماز بدهم و توكلم را به خدا كنم.
سلام نماز را كه میدهم سراسیمه چشمم می دود به پشت سرم اما میان بچه ها قامت كوچكش را نمیبینم.

پاهایم می دود دور مسجد و سرم تیر میكشد. نیست. هیچ جای مسجد نیست. تمام داستانهای بچه دزدی در مكانهای عمومی به ذهنم حمله میكند. گلویم سفت شده و درد میكند.

از بچه ها میپرسم دختركی با لباس سبز ندیده اید و آنها شانه بالا می اندازند. زنهای مسجد خیره خیره هم پای من نگران اند.

به سمت در خروج می دوم. هر ثانيه برايم يك عمر است.
به جا كفشی كه میرسم میبینم گوشه ای ایستاده و سعی میكند كفش های توی قفسه ها را بیرون بیاورد. یكی از لنگه كفش ها را میگیرد و زمین می اندازد و سرش را بلند میكند. مرا كه میبیند خنده كنان به سمتم می آید. انگار نه انگار.

 بغلش میكنم. سفتی و درد گلویم خوب میشود و صورتم خیس.
حس گم شده داشتن و نگرانی و انتظار را تازه میفهمم. تازه میفهمم یك عمر فكر میكردم منتظرم.

صدای دعای فرج نمازگزارها فضای مسجد را پر می كند.

 
 
 
 
مریم محبّی

ادامه مطلب

مردی فانوس بر دست می آید
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در سه شنبه 29 اسفند 1396  11:59 ب.ظ | نظرات(0)

بیابان در بیابان طرح اقیانوس در دست است
و یک صحرا پر از گل های نامحسوس در دست است

صدای پای نسلی در طلوع صبح پیچیده است
و او را آخرین آیینه مانوس در دست است
چه نزدیک است جنگل های لاهوتی، نمی بینی
تجلی های دور از دست آن طاووس در دست است

من از این سمت می بینم سواری را و اسبی را
افق ها سبز در سبزند و او فانوس در دست است

دو دستت را برآور رو به باران ها که می دانم
تو را انگشتری از جنس اقیانوس در دست است

شبی در خواب دیدم می رسد مردی به بالینم
که می گویند او را دست جالینوس در دست است

سحر از گریه های روشن همسایه فهمیدم
که کاری تازه در مضمون «یا قدوس» در دست است

در این اسرار آن سویی خیال انگیز و کشف آمیز
نخستین شرح ما بر مشرب مانوس در دست است

زکریا اخلاقی


ادامه مطلب

دعا برای امام زمان(ع) در زمان غیبت
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در سه شنبه 29 اسفند 1396  11:59 ب.ظ | نظرات(0)
دعایی که ابوعمرو، عثمان بن سعید عَمری، اولین نائب از نوّاب اربعه زمان در غیبت صغری خوانده و ابوعلی محمدبن همام شنیده و او را امر نموده که این دعا را بخواند، و سید بن طاووس نیز فرموده که ما این دعا را از فضل خدا می دانیم.


در ابتدای این دعا جمله »اللهم عرّفنی نفسک...« آمده و سپس به پیامبر، صلّی اللّه علیه وآله، و ائمه، علیهم السلام، شهادت داده و بعد دعا برای سلامتی امام زمان، عجّل اللَّه تعالی فرجه، و دعا برای طول عمر حضرت است و در همه اینها معارف بالایی درباره آن حضرت آورده است.

سپس دعا برای خودمان از قبیل یقین و حالت انتظار و تسلیم در مقابل حضرت و از یاران حضرت بودن آمده است. بعد از آن دعا برای فرج و لعن بر دشمنان حضرت و دعا برای بعد از ظهور حضرت و صلوات بر ائمه، علیهم السلام، و سپس شکایت از زمان و دعا علیه دشمنان حضرت و نیز تحقق یافتن تمام خوبیها توسط حضرت آمده است.(1)

 
 
 
 
پی‌نوشت:
1. ر.ک: کمال الدین، شیخ صدوق، ج2، ص190؛ مصباح الزائر، سید بن طاووس، ص220 - 223؛ جمال الاسبوع، سید بن طاووس، ص521 - 529؛ بحارالانوار، ج53، ص187، ح18؛ ج5، ص327، ح3؛ ج102، ص89؛ مفاتیح الجنان، ص588 - 591.

محمد انصاري زنجاني، ماهنامه موعود شماره 150

ادامه مطلب

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...